برای برادرم محمود....

     حسرت وداع

آنشب دلم زخال کبودت رمید ورفت

لوح تو در نهایت هجران کشید ورفت

در واپسین وصل و شروع فراق یار

پژواک ناله های درونم شنید و رفت

در کلبه ام که شوق وصال آرمیده بود

طوفان سهمگین فراقی وزید و رفت

بر چهره ام نشسته غبار فراق و دوست

دست نگاه خود به رخم ناکشید ورفت

پیک آمد ار افق به دلم زد غریو هجر

کآن بال و پر شکسته به رضوان پرید و رفت

در آرزوی وصلم و هجران پرم شکست

آری همای من به سما پر کشید ورفت

غرقم به بحر غم افقی نیست پیش رو

گوهر عیار من سوی ساحل بدید و رفت

من تشنه وصالم و او مست می زدوست

یارم زدست هاتف غیب این چشید ورفت

با ناله همنوایم و محبوب من به ناز

خوش نغمه ای به نای هزاران دمید ورفت

سوزم چو شمع و بر مژه هایم سرود اشک

دلدار من چو باغ ارم خوش خرید و رفت 



شعر سروده ی برادر شهید حاج محمود ستوده(جانباز شهید ذبیح اله ستوده)


/ 0 نظر / 660 بازدید